تبلیغات
احادیث اهل بیت علیهم السلام - شکسته شدن سر حضرت ابراهیم علیه السلام برای امام حسین علیه السلام در سرزمین کربلا

امروز:

شکسته شدن سر حضرت ابراهیم علیه السلام برای امام حسین علیه السلام در سرزمین کربلا

» نوع مطلب : شعاِئر حسینی ،


شکسته شدن سر حضرت ابراهیم علیه السلام برای امام حسین علیه السلام در سرزمین کربلا


علامه مجلسی رضوان الله علیه در کتاب شریف بحار الانوار می‌نویسد:


۳۹- وروی أن إبراهیم مر فی أرض كربلا وهو راكب فرسا فعثرت به وسقط إبراهیم وشج رأسه وسال دمه ، فأخذ فی الاستغفار وقال : إلهی أی شئ حدث منی؟ فنزل إلیه جبرئیل وقال : یا إبراهیم ما حدث منك ذنب ، ولكن هنا یقتل سبط خاتم الانبیاء ، وابن خاتم الاوصیاء ، فسال دمك موافقة لدمه. قال : یا جبرئیل ومن یكون قاتله؟ قال : لعین أهل السماوات والارضین والقلم جرى على اللوح بلعنه بغیر إذن ربه ، فأوحى الله تعالى إلى القلم إنك استحققت الثناء بهذا اللعن. فرفع إبراهیم  یدیه ولعن یزید لعنا كثیرا وأمن فرسه بلسان فصیح . فقال إبراهیم لفرسه : أی شئ عرفت حتى تؤمن على دعائی؟ فقال : یا إبراهیم أنا أفتخر بركوبك علی فلما عثرت وسقطت عن ظهری عظمت خجلتی وكان سبب ذلك من یزید لعنه الله تعالى.


روایت شده است که حضرت ابراهیم علیه اسلام از سرزمین کربلا می‌گذشت در حالی که سوار بر اسب بود در آن جا اسبش لغزید و حضرت ابراهیم بر زمین افتاد و سرش شکست و خون از سرش جاری شد. استغفار کرد و گفت: خدایا چه گناهی از من سر زده؟ جبرئیل بر او نازل شد و گفت: ای ابراهیم گناهی از تو سر نزده، اما اینجا نوه‌ی خاتم پیامبران و فرزند خاتم اوصیا کشته می‌شود،️ پس خون تو برای مواسات با خون او ریخته شد ! حضرت ابراهیم علیه السلام فرمودند: ای جبرئیل قاتل او چه کسی خواهد بود؟ جبرئیل فرمود: او ملعون آسمان‌ها و زمین است و در ازل هنگامی كه قلم برای نوشتن تقدیر موجودات بر لوح جاری شد بدون اذن خدا بر او لعنت فرستاد اما خداوند به او فرمود: واقعا تو مستحق ثنا و ستایش هستی به سبب لعنتی كه كردی. پس ابراهیم دستانش را بلند كرد و بسیار یزید را لعنت كرد و خداوند اسبش را به سخن در آورد و به زبان فصیح پس از هر لعن آمین می‌گفت! حضرت ابراهیم به آن اسب خطاب نمود: چگونه دانستی که باید آمین بگویی؟! اسب گفت: ای ابراهیم! من همیشه بر اینکه تو را حمل می‌کردم افتخار می‌کردم، اما چون از من افتادی خجالتم از تو بسیار عظیم شد، و سبب افتادن تو، یزید ملعون بود.


بحار الانوار، تألیف علامه مجلسی، جلد ۴۴، صفحه ۲۴۳، حدیث ۳۹، دار احیاء التراث العربی



همچنین علامه مجلسی رضوان الله علیه در کتاب جلاء العیون می‌نویسد:


و ابراهیم روزی سواره به صحرای کربلا گذشت، اسب آن حضرت به سر در آمد و از اسب در گردید و سر مبارکش بر سنگی آمد و خون جاری شد، پس شروع به استغفار کرد و گفت: خداوندا چه گناه از من سر زده است که مستوجب این عقوبت و تأدیب شدم؟ پس جبرئیل نازل شد و گفت: ای ابراهیم! گناهی از تو صادر نشده است ولیکن این موضعی است که نور دیده‌ی محمد مصطفی، و فرزند پسندیده‌ی على مرتضی در این زمین کشته خواهد شد به جور، و خدا خواست که تو نیز در بلیه (رنج و سختی) با او موافقت نمایی و خون تو نیز در این زمین ریخته شود، ابراهیم گفت: یا جبرئیل که خواهد بود قاتل او؟ جبرئیل گفت: یزید پلید که اهل آسمان‌ها و زمین و لوح و قلم او را لعنت می‌کنند، پس ابراهیم سر برداشت و آن ملعون را لعن بسیار کرد، حق تعالی اسب ابراهیم را به سخن در آورد و هر لعنی که ابراهیم کرد او آمین می‌گفت، ابراهیم به آن اسب خطاب کرد که: تو چرا آمین می‌گویی بر لعن آن پلید؟ گفت: برای آنکه به شومی آن لعین تو را بر زمین زدم و از تو خجالت کشیدم.


جلاء العیون، تألیف علامه مجلسی، صفحه ۴۴۸، چاپ انتشارات راز توکل


ا



نوشته شده در : یکشنبه 15 مهر 1397  توسط : .    () .

برچسب ها: بحار الانوار ، شعائر حسینی ، عزاداری بر امام حسین علیه السلام توسط پیامبران ، سر شکستن ، سر شکستن حضرت ابراهیم ، جلاء العیون ، علامه مجلسی ،